چــاپ
PDF
درشتر
ریزتر
روزنامه
تعداد بازدید: 414 بار
شبنم نیوز » اجتماعی

رییس صداو سیما: دولت توقعاتش بیشتر از 3 دولت‌ قبلی است

رییس صداو سیما: دولت توقعاتش بیشتر از 3 دولت‌ قبلی استبه نظرم دولت فعلی، هم توقعاتش از صدا و سیما نسبت به دولت‌های قبلی بیشتر است و هم نگاهش به بودجه سازمان، انقباضی و محدود‌تر از دولت های قبلی است.
کد خبر :97372
۱۴:۱۶:۰۰ ۱۳۹۴/۱۲/۲۳

رییس سازمان صداوسیما با یادآوری اینکه از زمان فعالیتش در رسانه ملی با چهار نوع دولت سر و کار داشته، تصریح کرد: به نظرم دولت فعلی، هم توقعاتش از صداوسیما نسبت به دولت‌های قبلی بیشتر است و هم نگاهش به بودجه سازمان، انقباضی و محدود‌تر از دولت‌های قبلی است.

به گزارش ایسنا، متن کامل پرسش‌های روابط عمومی سازمان صداوسیما از محمد سرافراز و پاسخ‌های وی که بخشی از آن به انتقاد صریح از دولت فعلی اختصاص دارد، به شرح زیر است:


یکی از مهمترین چالش‌هایی که رسانه ملی در سال‌های اخیر با آن مواجه بوده، بحران مالی و کسری بودجه است که بارها از زبان جنابعالی و دیگر مدیران مطرح شده است که تاثیرات این بحران بر مناسبات تولید و حتی وضعیت حقوقی کارمندان سازمان نیز قابل ردیابی است. جنابعالی دلایل و ریشه‌های این بحران مالی را در چه می‌بینید؟

- به نظرم کسری بودجه سازمان دو دلیل عمده دارد؛ یکی نگاه دولت نسبت به رسانه ملی است بدین معنی که معمولا دولت‌ها گمان می‌کنند رسانه ملی یک مجموعه جدا و مستقل از آنهاست که نیازهای دولت‌ها را به شکل واقعی و مطلوب برآورده نمی‌کند، البته این نگرش و مواجهه دولت با رسانه ملی، همواره افت و خیزهایی داشته و به یک شکل واحد نبوده است. در مدت بیش از 20 سالی که در سازمان صدا و سیما مشغول هستم، چهار رییس جمهور را درک و تجربه کردم و در واقع با چهار نوع دولت سرو کار داشتم، اما به نظرم دولت فعلی، هم توقعاتش از صدا و سیما نسبت به دولت‌های قبلی بیشتر است و هم نگاهش به بودجه سازمان، انقباضی و محدود‌تر از دولت های قبلی است. ازهمان روزهای اولی که مسئولیت سازمان را به عهده گرفتم، سعی کردم به دلیل مصالح نظام با دولت همراهی و کمک کنیم که وظایفش را به درستی انجام دهد. رسانه ملی در این زمینه تلاش بسیار زیادی کرد و موفقیت های خوبی هم کسب نمود، حتی در دوره جدید تلاش شد تا حجم بالایی از برنامه های زنده برای بازتاب عملکرد دولت طراحی و اختصاص یابد و حتی برای کسانی مثل سخنگوی دولت، تریبون زنده هم فراهم شد که اینها در گذشته سابقه نداشته است. مثلا اگر آمار سال 94 را با سال‌های قبل از آن مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که در این دوره، سازمان امکان و فرصت تریبون به رییس جمهور و اعضای هیات دولت را بیشتر داده است ولی مشاهده می‌شود هر چقدر که رسانه ملی‌، زمان و تریبون بیشتری در اختیار دولت قرار می‌دهد برخی از اعضای هیات دولت توقعات بیشتری از رسانه ملی را مطرح می‌کنند و بعضا به گونه‌ای رفتار می‌شود که گویی بودجه صدا و سیما در گِرو آن‌هاست که خب این روش درستی نیست و فشار زیادی را به صداوسیما وارد کرده است. دلیل دوم به خاطر کمک‌هایی بود که از سوی دولت قبل به صداوسیما می شد که در بودجه صدا و سیما منظور نمی شد، لذا هیچ وقت آمار و رقم بودجه صدا و سیما به شکل واقعی نبود. مثلا قبل از سال 92 مخارج سازمان دو هزار و هفتصد میلیارد تومان بود که سازمان حدود دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه کرد در حالی که بودجه مصوب صدا و سیما شامل کمک دولت و درآمد های سازمان حدود 1800 میلیارد تومان بود، این هم یکی از مشکلات سازمان بود. دولت فعلی هم قول داد که برای سال آینده، بودجه صدا و سیما را واقعی ببیند که متاسفانه این کار را نکرد. این دو دلیل عمده است که موجب فشار مالی بر سازمان صدا و سیما شد.

درباره تاثیرات این کسری بودجه بر وظایف ذاتی رسانه کمی توضیح دهید، اینکه این بحران مالی چه اندازه به عنوان عامل بازدارنده بر عملکرد و انجام وظایف رسانه ملی تاثیرگذار است؟

- وقتی یک سازمان رسانه‌ای مانند صداوسیما، با کسری بودجه و کمبود منابع مالی مواجه می‌شود، طبعا نمی‌تواند آن مقدار که لازم و مطلوب است تولیدات داشته باشد که این افت هم جنبه کیفی خواهد داشت و هم کمی؛ البته تلاش شد که این اتفاق نیفتد. این را هم در نظر بگیرید که با انبوهی از رسانه‌های متخاصم و مخالف با صدا و سیما نیز مواجهه هستیم که تلاش می‌کنند تا از اعتبار رسانه ملی کم کنند، اما خوشبختانه علیرغم مشکلات مالی و فشارهای درونی و بیرونی، تلاش شد تا اعتبار رسانه ملی حفظ شود و ضمن اینکه در مقاطعی یا مواردی مثلا در برخی از شبکه‌ها یا برنامه‌ها، بر این اعتبار افزوده شد که خوشبختانه با افزایش مخاطب هم روبه‌رو شدیم. بی‌شک اگر با مشکلات مالی مواجه نباشیم و بتوانیم نیازهای مالی سازمان را در ابعاد مختلف تولید محتوا و فنی برطرف سازیم، آینده‌ای به مراتب بهتر را برای رسانه ملی شاهد خواهیم بود. رسانه‌ای که خواهد توانست گوی سبقت را از رقبای خود در حوزه‌های تولید و نیز محتوا برباید و امواج شبکه‌های ماهواره‌ای را کم فروغ سازد.

اخیراً شاهد برخی از اخبار ضد و نقیض در رسانه‌ها و بعضا افکار عمومی درباره افزایش بودجه صدا و سیما و کمک دولت به سازمان هستیم، مثلا برخی از افزایش 35 درصدی بودجه صداوسیما در سال آینده سخن گفته‌اند، این در حالی است که مسوولان رسانه ملی از افزایش ناچیز این بودجه می‌گویند. پاسخ روشن جنابعالی درباره‌ی این اخبار و آمار متناقض چیست؟

- به نظرم مدارک و دلایل روشنی وجود دارد و می توان با رجوع به عدد و رقم‌های آماری، میزان واقعی افزایش بودجه را اثبات کرد. واقعیت این است که سازمان مدیریت و برنامه ریزی، بودجه جاری صدا و سیما را برای سال آینده حدود 8 درصد اضافه کرده و این در حالی است که دولت اعلام کرده برای افزایش حقوق ومزایای کارکنان دستگاه‌های دولتی باید تا 12 درصد افزایش حقوق در نظر گرفته شود. با فرض اینکه کمکی که دولت می‌کند صرفا برای تامین و ترمیم حقوق کارکنان باشد بازهم 4 درصد کمتر از مصوبه دولت است و من بارها اعلام کردم که این افزایش 8 درصدی، کفاف تامین حقوق کارکنان و بازنشسته های سازمان را هم نمی دهد و ما باید مبلغی بر آن اضافه کنیم تا فقط بتوانیم حقوق را پرداخت کنیم، کسری بودجه در حوزه برنامه سازی که جای خود دارد. نکته دیگر اینکه سازمان مدیریت و برنامه ریزی به شکل یکطرفه و دراتاق های دربسته، تصمیم گرفته که درآمدهای بازرگانی صدا و سیما را به شدت افزایش بدهد که هم در سال گذشته و هم امسال این اتفاق افتاده است. در واقع وقتی می‌گویند بودجه اضافه شده، به این معنی است که ما را مکلف کردند که مدام درآمدمان را از طریق آگهی‌ها بالا ببریم. از سویی دیگر، دولت در حالی که خودش در حالت رکود به سر می‌برد و بسیاری از پروژه‌ها تعطیل و نیمه‌تعطیل یا متوقف است، سازمان صداوسیما مکلف به افزایش درآمد می‌شود. در واقع سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی می‌تواند درآمد سازمان را 300 درصد اضافه کند و با کمک مالی خودش جمع بزند بعد اعلام کند که بودجه صداوسیما مثلا 200 درصد اضافه شده است!

خب این یک محاسبه غیرمنطقی و غیرواقعی است که متاسفانه دو سال است که دارد اتفاق می‌افتد. در قسمت تملک دارایی‌ها نیز امسال تنها یک سوم آنچه که در مجلس تصویب شده به صداوسیما پرداخت شده است. این در حالی است که رسانه ملی در دوران گذار از تکنولوژی آنالوگ به دیجیتال و توسعه انواع تجهیزات دیجیتال مثل فرستنده‌ها و تبدیل آن به شبکه‌ها از پخش معمولی به پخشHD قرار دارد و برای طی کردن این دوران گذار به بودجه‌های عمرانی کلانی نیاز دارد. همچنین تکمیل ارسال سیگنال‌های تلویزیونی از طریق فیبر نوری و مواردی دیگر از این قبیل، سازمان را مکلف به انجام توسعه‌های زیرساختی مهمی می‌کند و اهل فن نیز بر ضرورت این تغییرات فنی اذعان دارند ولی متاسفانه در این بخش شاهد کاهش بودجه برای سال آینده هستیم؛ البته من باور دارم که این مشکلات در مجلس و با همکاری نمایندگان دلسوز حل خواهد شد و مجلس کاملا مطلع است و درک می‌کند که باید پوشش فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی کامل شود و تجهیزات دیجیتالی جدید نصب شود تا امکان بهره‌برداری بهتری فراهم شود. سازمان باید به سمت استقلال بیشتر در حوزه ماهواره و سیگنال رسانی برود که همه اینها نیاز رسانه ملی به بودجه عمومی را ضروری می سازد.

صداوسیما منتقدانی دارد که او را به جانبداری سیاسی متهم می‌کنند که طبق بررسی‌های روابط عمومی سازمان اکثر این انتقادها ناظر به عملکرد رسانه ملی نسبت به موضوع برجام و توافق هسته‌ای بوده‌ است. شما چه پاسخی در دفاع از عملکرد رسانه ملی نسبت به این انتقادها دارید؟

- بخشی از نقدهای وارده به عملکرد رسانه بر مبنای طرحی از پیش تعیین شده برای فشار روانی - تبلیغاتی انجام می‌شود که ما آن را واقعی و صادقانه نمی‌دانیم. در زمینه برجام هم همینطور بوده است. قبلا هم توضیح دادیم که سازمان در مقاطعی و به شکل یک‌طرفه دیدگاه هیات مذاکره‌کننده را مطرح می کرد. اما از مقطعی که امریکایی‌ها شروع به موضع‌گیری منفی و فضاسازی درباره برجام کردند، صداوسیما نیز دیدگاه‌های انتقادی را پخش کرد. خصوصا اینکه مقام معظم رهبری توصیه‌هایی به هیات مذاکره‌کننده داشتند و ابراز بی اعتمادی نسبت به طرف آمریکایی کردند، که خب ما وظیفه داشتیم آن را تبیین کنیم. ولی عمده انتقاد‌های مطرح شده در صداوسیما درباره دیدگاه ها و مواضعی بود که از سوی طرف غربی و آمریکایی اعلام می‌شد، منتقدان ما اصرار داشتند که فقط حرف‌ها و مواضع تیم مذاکره‌کننده پخش شود و به هیچ وجه حرف منتقدان غربی و داخلی پخش نشود که ما آن را قبول نداشتیم و هیچوقت زیربار آن هم نرفتیم. امروز درستی این سیاست و شیوه ای که رسانه ملی در پیش گرفته بود، برهمگان روشن است برای اینکه طرف های آمریکایی نشان دادند که واقعا قابل اعتماد نیستند و به همه تعهداتشان عمل نمی‌کنند. در واقع بیشتر در پی ایجاد دوگانگی و دو قطبی کردن جامعه ایران از طریق این اهرم‌ها هستند. به جای اینکه به تعهدات خود عمل کنند به دنبال تخریب و شکاف بین نیروهای سیاسی در داخل هستند.از سویی دیگر تاکید می‌کنم که صدا سیما یک رسانه ملی و فراگیر است که مواضع فراحزبی و فراجناحی دارد.

مثلا در پخش اخبار یا برنامه های گفتگو محور همیشه تاکید داریم که وقتی پای انتقاد از یک نهاد و سازمانی مطرح است، صاحب و متولی آن باید وارد گفت‌و‌گو شود و نظرش مطرح شود تا یک فضای دو طرفه در اخبار و مباحثه‌ها حاکم شود. البته من به هیچ وجه مدعی نیستم که در این زمینه هیچ اشتباه و خطایی صورت نگرفته و همه اخبار و گزارش ها و برنامه های ما جانب عدالت و دوسویه بودن را رعایت کرده، اما سیاست کلی ما در رسانه ملی بر بسترسازی عادلانه است. این را هم بگویم که اکثر وزرا و مسئولانی که من می شناسم و در جریان دیدگاه آن‌ها هستم، نگاه و موضع منصفانه ای نسبت به عملکرد صدا و سیما دارند و در هر مورد اگر سیاست و برنامه‌ای داشتند، صدا و سیما با آنها همکاری و همراهی داشته است.

اما برخی که در بیرون از دولت قرار دارند و مشاور هستند، نظرات تندی بر علیه صداوسیما ابراز می کنند. به عنوان مثال باید گفت صداوسیما تریبون در اختیار این افراد قرار می دهد و او پشت همان تریبون نیز می‌گوید که صداوسیما نظر ما را پخش نمی‌کند! خب کسی که منصف باشد متوجه می‌شود که اینگونه نقدها از سر بی انصافی و بی اخلاقی است. و از سوی دیگر بیانگر این موضوع است که صداوسیما تریبون در اختیار منتقدان خود نیز قرار می‌دهد.

در برخی از رسانه‌ها تحلیل هایی از این دست ارائه می‌شود که به دلیل افزایش ممنوع التصویر یا ممنوع الکار شدن برخی هنرمندان، آنها جذب شبکه های ماهواره ای می شوند، البته چنین مطالبی بیش از آنکه تحلیل باشد به شایعه نزدیک است، ولی خواستم از زبان شما مرز بین این شایعه و واقعیت را بشنویم. اینکه اگر فردی ممنوع التصویر است رسانه ملی تا چه اندازه در آن نقش داشته و دارد؟

- سیاست سازمان نسبت به هنرمندان جذب حداکثری است و ان‌شاالله در سال آینده ساماندهی جدیدی در این زمینه خواهیم داشت. اولا من به مسئولان مربوطه تاکید کردم تا همه هنرمندان به ویژه هنرمندانی که از سال‌های گذشته با سازمان همکاری داشتند و قبل از بحران مالی از صدا و سیما طلبکار بودند شناسایی شده و به امورشان رسیدگی شود و طلب های آن‌ها پرداخت شود. در خصوص مراودات با هنرمندان نیز یکسری روش های جدید را در دست بررسی داریم که وقتی به نتیجه رسید، اعلام خواهیم کرد. باورمان بر این است که باید فضا را به گونه‌ای آماده ساخت که هنرمندان بتوانند در آن و براساس معیار‌های جامعه فعالیت کنند. این خبرسازی‌ها و شایعه پراکنی‌ها نیز بیشتر از سوی سایت ها و رسانه های بیرونی مطرح می شود که خیلی از مطالب آن‌ها واقعی نیست. این را هم بگویم وقتی که مسئولیت رسانه را پذیرفتم، با لیست بلندی از افراد ممنوع التصویر مواجه بودم که از سوی دستگاه‌های خارج از صدا و سیما توصیه شده بود که آنها در برنامه ها حضور پیدا نکنند؛ بنابراین جلساتی در این موارد گذاشتیم و پرونده ها را بررسی کردیم که متوجه شدم برخی از آن‌ها ایراد دارد، لذا دستور پیگیری دادم که نظرات دستگاه‌هایی که این احکام را صادر کردند، به شکل مکتوب و رسمی گرفته شود تا نسبتش با صدا وسیما مشخص شود و آن ها باید مسئولیت نظر خود را بپذیرند. خوشبختانه امروز خیلی از این مشکلات حل شده و ما روابط کاری و دوستانه خوبی با این هنرمندان داریم، هرچند صدا و سیما پایبند به ضوابط و شرایط قانونی در این زمینه است و آن را گوشزد می کند و اگر کسانی بخواهند معیارها و ضوابط را رعایت نکنند و از چارچوب ها خارج شوند، طبعا سازمان اعمال نظرخواهد کرد.

از جمله نقدهایی که به عملکرد صدا و سیما می شود مربوط به تعدد شبکه‌های تازه تاسیس است که برخی آن را صرفا یک رشد کمی دانسته که موجب افت کیفی برنامه ها و بالطبع کاهش مخاطب شده است. نظر جنابعالی نسبت به این انتقاد چیست؟

بنده قبل از اینکه به عنوان مدیریت رسانه ملی قبول مسئولیت کنم، همواره بر این نکته تاکید داشتم که اگر یک شبکه جدید می خواهد راه بیفتد باید زیرساخت‌های فنی، نیروی انسانی متخصص و کارشناس و پاسخ به این سوال که راه اندازی یک شبکه چقدر می‌تواند خلائی را پر کند، انجام شود و از سویی دیگر منابع مالی آن نیز تامین شود و بعد اقدام به راه اندازی و تاسیس شبکه شود. به نظرم در یک مقطعی به دلیل نگرانی هایی که از گسترش شبکه های ماهواره ای احساس می شد، تاسیس این شبکه ها با شتاب زدگی انجام گرفت که همه این ملاحظات در آن رعایت نشده بود. به همین دلیل ما سعی کردیم شبکه هایی که ماموریت های مشابه ای دارند را با هم ادغام کنیم تا بتوانیم از این ظرفیت ها بهتر و بهینه تر استفاده کنیم و اگر قرار بر تاسیس شبکه جدید است حتما باید این ملاحظات را در نظر بگیریم. در واقع برای راه‌اندازی شبکه جدید چهار اصل باید رعایت شود: 1- نیروی انسانی ماهر و کارآمد؛ 2- زیرساخت فنی و تجهیزات لازم؛ 3- ماموریت مشخص و محدود برای شبکه؛ 4- بودجه لازم. برخی به شبکه تهران اشاره می‌کنند که در این دوره راه‌اندازی شده است، باید بگویم این شبکه همان شبکه HD است که به دلیل وسعت و اهمیت استان تهران تبدیل به شبکه تهران شده است. در واقع، سعی کردیم قبل از انتخابات 7 اسفند این شبکه راه‌اندازی و خلاء آن را پر کنیم. این را هم بگویم شبکه هایی که ماموریت های مشابه و مخاطب کم دارند در ارزیابی های سازمان مورد بررسی قرار می‌گیرند و در صورت لزوم ادغام خواهند شد.

نظرات
ایمیل : نام :
* نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.
* در صورت لزوم نظرات ویرایش خواهد شد.
* تایید نظرات به منزله تایید عقاید توسط شبنم نیوز نمی باشد.

با تشکر از شما ، نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد

تمامی حقوق این سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی شبنم می باشد. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
ShabnamNews.com All rights reserved 2014 ©