چــاپ
PDF
درشتر
ریزتر
روزنامه
تعداد بازدید: 978 بار
شبنم نیوز » هنری

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر نفیسه روشن در سیزدهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱در محله باغ صبا تهران به دنیا آمد.
کد خبر :92234
۱۸:۴۵:۰۰ ۱۳۹۴/۰۴/۲۰

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن بازیگر سینما و تلویزیون به شرح زیر می باشد:

بیوگرافی :

نام: نفیسه
نام خانوادگی : روشن
تاریخ تولد :1361/2/13
محل تولد : باغ صبا تهران
تحصیلات : کارشناسی حقوق دانشگاه ازاد اسلامی
تاهل : متاهل


زندگینامه :

نفیسه روشن در سیزدهم اردیبهشت سال ۱۳۶۱در محله باغ صبا تهران به دنیا آمد. او فرزند اول خانواده است و دو برادر کوچکتر از خود دارد. او در محله باغ صبا تهران به دنیا آمده و دارای مدرک کارشناسی حقوق از دانشگاه آزاد اسلامی است. نفبسه روشن از همان بچگی به بازیگری علاقمند بود و آرزویش این بود که روزی بتوانن بازیگر شود، و زمانی که خواست وارد دنیای بازیگری شود نه تنها مخالفتی با او نکردند بلکه او را بسیار تشویق کردند. به اتومبیلرانی علاقه زیادی دارد و در وقت های بیکاریم سری به پیست رالی می زند.

نفیسه روشن فعالیت هنری اش را از سال دوم دبیرستان با ایفای نقش در تئاتر “بسوی سعادت ” آغاز نمود که در این اولین تجربه، موفق به دریافت لوح تقدیر از آموزش و پرورش منطقه گردید. همراه با ادامه تحصیل به فعالیت هنری اش ادامه داد و پس از ورود به دانشگاه در مقطع کارشناسی و طی یک دوره کلاس بازیگری، بصورت جدی پا به عرصه تصویر گذاشت. شروع فعالیت تلویزیونی او را می توان بازی در سریال “روزهای بیادماندنی” به کارگردانی همایون شهنواز در تابستان ۱۳۸۲ دانست .

اشتغال به تحصیل در مقطع لیسانس علت اصلی کم کاری وی در این سالها بود، اما پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود، دامنه فعالیتش را گسترش داد. در پائیز سال ۱۳۸۲ در سریال “بچه های خیابان” به کارگردانی همایون اسعدیان ایفای نقش کرد که این تجربه را یکی از بیادماندنی ترین کارهایش می داند. پس از آن در پائیز ۱۳۸۳، پیشنهاد کیانوش عیاری برای حضور در سریال ” روزگار قریب” را پذیرفت و به گروه عیاری پیوست تا برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید، وی همکاری با عیاری را یکی از ایده آل های خود می داند.

بازی خوب و تجربه و آموخته هایش سبب شد تا پیشنهادات مختلفی از کارگردانان بنام تلویزیون و سینما دریافت کند. توانائیهای حیرت آور او سبب شد تا در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۸۶ ، ایفای نقش “پری” در سریال “اغماء” به وی سپرده شود. “اغماء” از دیدگاه وی یک معجزه کاری است که علاوه بر امکان حضور در کنار اساتیدی همچون امین تارخ، لعیا زنگنه، ناصر ممدوح، عبدالرضا اکبری و … ، برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید. به گفته وی: “کار کردن با سیروس مقدم یکی از آرزوهای او بوده که موفقیت خود را در اغماء را نیز مدیون او می داند.”

درخشش وی در بازی منحصر بفرد و تاثیرگذار در نقش “پری” تحسین منتقدان و مردم را برانگیخت و سبب تقدیر و تمجید از وی در مجامع مختلف هنری و دانشگاهی گردید.

شروع فعالیت تلویزیونی او را می توان بازی در سریال ” روزهای بیادماندنی ” به کارگردانی همایون شهنواز در تابستان ۱۳۸۲ دانست .اشتغال به تحصیل در مقطع لیسانس علت اصلی کم کاری وی در این سالها بود ، اما پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود ، دامنه فعالیتش را گسترش داد. در پائیز سال ۱۳۸۲ در سریال “بچه های خیابان ” به کارگردانی همایون اسعدیان ایفای نقش کرد که این تجربه را یکی از بیادماندنی ترین کارهایش می داند .پس از آن در پائیز ۱۳۸۳ ، پیشنهاد کیانوش عیاری برای حضور در سریال ” روزگار غریب ” را پذیرفت و به گروه عیاری پیوست تا برگ زرین دیگری بر افتخارات خود بیافزاید.

نفیسه روشن از آن گروه بازیگرانی محسوب می شود که کم کم پله های ترقی را طی کرد و کارش را در عرصه بازیگری با تئاترهای دانش آموزی آغاز کرد و به واسطه یکی از اقوام مادری اش برای بازی در سریال «روزهای یادماندنی» دعوت به کار شد او هر چند که قبل از سریال اغما در سریال های مختلف حضور داشت اما به واسطه آن سریال و نقش پری چهره شد.


کارنامه هنری :

فیلم سینمایی

چک ۱۳۹۰
انسان ها ۱۳۸۹
مادرزن سلام ۱۳۸۵
شاخه گلی برای عروس ۱۳۸۳

مجموعه تلویزیونی

زمانی برای عاشقی 1392
پنج کیلومتر تا بهشت
دارا و ندار ۱۳۸۹
ساختمان 85 ۱۳۸۹
ماه عسل ۱۳۸۸
مثل هیچ کس ۱۳۸۷
اغما ۱۳۸۶
سال های برف و بنفشه ۱۳۸۵
کلانتر ۱۳۸۴
باران بهاری ۱۳۸۴
خوش رکاب ۱۳۸۴
روزگار قریب ۱۳۸۳
روزهای بیاد ماندنی ۱۳۸۲
تب سرد ۱۳۸۲
کمکم کن ۱۳۸۱
مجموعه مردان کوچک

تله فیلم

یازده و هفت دقیقه ۱۳۸۸
سرگرد ۱۳۸۷
پیوند ۱۳۸۷
کابوس ۱۳۸۷
این پرونده مختومه نیست ۱۳۸۶
چند متر آن طرف تر ۱۳۸۶
ماموریت بهار ۱۳۸۶
مسافر ۱۳۸۴
آوای زمین ۱۳۸۴

شبکه نمایش خانگی

ول کن دستمو ۱۳۸۸
نفر دهم ۱۳۸۸
الم شنگه ۱۳۸۹
اقای زرنگ ۱۳۸۹
کات کلانتری ۱۳۹۰


گپ و گفت مجله ایده ال با نفیسه روشن را ادامه بخوانید

او از اینجا شروع میكند

از دوره راهنمایی و دبیرستان احساس كردم به بازیگری علاقه دارم. در آن دوران عضو گروه تئاتر بودم و در مدرسه و كلاسهای كانون پرورش فكری تئاتر بازی میكردم. از همان موقع علاقه به بازیگری در درونم بود.

وكالت بازیگری

چقدر حس علاقه به بازیگری را جدی گرفتی؟

خیلی زیاد؛ در حدی كه در دوران مدرسه و دانشگاه همیشه عضو گروه تئاتر بودم و زمانی كه در رشته حقوق تحصیل میكردم همچنان بازیگری را دنبال میكردم و هیچوقت نتوانستم آن را كنار بگذارم.

بد نیست بدانید صرفا به دلیل اصرار خانواده در رشته حقوق تحصیل كردم. پدر و مادرم همیشه «دكتر اصفهانی» را برای من مثال میزدند و معتقد بودند دكتر اصفهانی در عین حال كه موزیسین بسیار حرفه ای و با صدای خوب است، پزشك ماهری هم هستند؛ بنابراین میخواستند من وكالت را دنبال كنم و در كنار آن بتوانم بازیگر ماهری هم باشم.

اولین بار حس علاقه به بازیگری را با چه كسی در میان گذاشتی؟

طبیعتا هركسی با پدر و مادرش مشورت میكند و من هم علاقه به هنرپیشگی را با خانوادهام در میان گذاشتم. آنها همیشه مشوق من بودند؛ تا جایی كه میتوانم بگویم موفقیت الانم را مدیون مادرم هستم.

دستم لای ماشه گیر كرد...

اولین بار كه مقابل دوربین قرار گرفتی چه حسی داشتی؟

همانطور كه گفتم در سریال «روزهای به یادماندنی» برای اولین بار مقابل دوربین قرار گرفتم. آن موقع چون تیراندازی و سواركاری میدانستم، خیلی سریع برای آن نقش انتخاب شدم. آن زمان آنقدر استرس به من وارد شد كه بعد از حركت دوربین چند ثانیه ماتم برد چون نمیدانستم صدا رفت، دوربین رفت یعنی چه و با اصطلاحات آشنا نبودم.

بعد از آن، وقتی با تفنگ شلیك كردم دست من لای ماشه گیر كرد و كلی خونریزی كرد اما آنقدر غرق در فیلمبرداری بودم كه متوجه خونریزی دستم نشدم تا اینکه بچه ها گفتند از دستت خون می آید و من را بردند تا دستم را پانسمان كنند.

شبی كه یكسره اشك ریختم

تا وقتی كه وارد دنیای حرفهای بازیگری شوی چه اتفاقاتی برایت افتاد؟ هیچوقت اتفاقی برایت پیش آمده كه از تصمیمی كه گرفته بودی ناامید شوی؟

ورود به این حرفه برایم خیلی سخت بود. آن زمان به دلیل اتفاقات و پیشامدهایی كه وجود داشت به من اجازه ورود به دنیای بازیگری داده نمیشد. خب 7-6 سال پیش ورود به سینما خیلی سخت بود، مثل الان نبود که یک بازیگر یک شبه به همه چیز دست پیدا کند. حتی در خیلی مواقع من قرارداد می بستم اما شبانه متوجه میشدم قراردادم لغو شده است و در روزنامه ها و مجلات می دیدم شخص دیگری نقشی كه به من سپرده شده بود را بازی میكند.

حتی یادم می آید در یك پروژه قرارداد بازی در سریال ماه رمضان سال 84 را امضا كرده بودم اما بعد از 3 روز از طریق روزنامه بانی فیلم متوجه شدم كه شخص دیگری جای من مقابل دوربین قرار گرفته. شاید باورتان نشود؛ از در «هتل لاله» اشك ریختم تا منزلمان؛ آن هم زیر باران. اما خب قسمت من این بود كه در سریال سال بعد (اغما) بازی كنم. متاسفانه از این دست اتفاقات برای من خیلی پیش آمده و میدانم خیلی از جوانها هنوز هم درگیر این اتفاقات هستند.

از اولش حرفهای بودم

اولین تلاش جدی كه برای رسیدن به هدفت كردی چه بود؟

من مطالعات زیادی در زمینه بازیگری داشتم؛ به خصوص كه برادرم كارگردانی میخواند كتابهای زیادی در این زمینه به من معرفی كرد، فیلم میدیدم و در كلاسهای مقدماتی استاد سمندریان شركت كردم اما چون دانشجو بودم نمیتوانستم وقت زیادی برای گذراندن دوره های مختلف بازیگری بگذارم.

البته با تمام وجود تلاش میكردم یعنی هرجایی كه معرفی میشد، مصرانه سر ساعت مقرر حضور پیدا میكردم. سعی میكردم تمام ویژگیهایی كه یك حرفهای باید داشته باشد را یاد بگیرم.

اولین تجربه بازی جدی ات در كدام كار بود؟

من از سال 82 با سریال «روزهای به یادماندنی» جلوی دوربین رفتم. بعد از آن هم در سریال «روزگار غریب» كار كیانوش عیاری. اما اولین بازی جدی من كار «كلانتر» در سال 85 بود. نقش یك اپیزود را بازی میكردم ولی بعد از آن به صورت خیلی جدیتر در سریال «اغما» بود كه دیده شدم و مورد استقبال مردم قرار گرفتم.

به آقای عیاری معرفی شدم

واكنش بقیه گروه بعد از بازی در اولین كارت چطور بود؟

آنقدر از من راضی بودند كه دستیار و برنامه ریز آن كار، من را برای پروژه آقای عیاری معرفی كردند؛ خدا را شكر همیشه از من راضی بودند. شاید به این دلیل كه هیچوقت نمیخواستم فقط یك بازیگر معروف باشم و همه من را با دست نشان دهند؛ میخواستم تبدیل به یك بازیگر حرفهای شوم كه به غیر از مردم؛ بچه های محیط كارم نیز دوستم داشته باشند؛ احترام گذاشتن به پیشكسوتان و همه عوامل را هیچوقت فراموش نمیكنم.

اولین دستمزدت چقدر بود و با آن چه كردی؟

100 هزار تومان در سال 82 دستمزد گرفتم. همه دستمزدم را داخل پاكت گذاشتم و به مادرم تقدیم كردم. صبر مادرم، كمكها و مشورتهای او بود كه باعث شد به جایگاهی برسم كه همیشه دلم میخواست. مادر من همیشه منتظر بود ببیند زحماتش چه زمانی به نتیجه میرسد و هیچوقت دست از حمایتش نكشید.

اگر به سالهای قبل از بازیگری ات برگردی باز هم این شغل را انتخاب میكنی؟

صد درصد باز هم این شغل را انتخاب میكنم. هركس اگر عاشق باشد چشمش به روی همه بدیها و تلخیها بسته است و راهش را ادامه میدهد. میگویند هنر، یك عشق یكطرفه است؛ اگر عاشق هنرت باشی شاید جواب عشقت را نگیری اما تو باید حست را جدی بگیری.

تلخی های یك عشق

این زیر ذره بین بودن تو را از دنیای خودت دور میكند؛ هنوز هم بازیگری مثل روزهای اول برایت رؤیایی است یا با واقعیتهای دیگری روبه رو شده ای؟

بازیگری هنوز برایم رؤیایی است. چون رؤیای بچگی من بوده و از بچگی آرزو داشتم یا خلبان شوم یا هنرپیشه. خب وقتی به این رؤیا رسیده ام، قدر آن را میدانم و درنتیجه هنوز برایم رؤیایی است.

همین دو روز پیش یكی از كارهایم از تلویزیون پخش شد؛ با چنان ذوق و شوقی در كنار خانواده فیلم را میدیدم كه انگار اولین كار من است كه پخش میشود. اما خب یكسری تلخی ها، واقعیت ها و قوانین هم وجود دارد؛ به هر حال از قدیم گفته اند: آدمهای بزرگتر مشكلات بزرگتری هم دارند؛ بنابراین پذیرفته ام كه اتفاقات و مشكلات تلخ هم سر راهم قرار میگیرد و مجبورم از این موقعیتهای تلخ عبور كنم.

بلاهایی كه سر خانواده آوردم

بعد از اینكه بازیگر شناخته شده و معروفی شدی، روند زندگی ات چه تغییری كرد؟

روند زندگی برای خودم خیلی سخت شد و برای خانواده ام سختتر. چون قبل از بازیگر شدنم همیشه همراه خانواده ام بودم؛ چه در مهمانیها و مراسم خانوادگی و چه در تفریحاتی مثل پارك و خرید و اینطور جاها. اما از لحظهای كه به عنوان یك بازیگر شناخته شده در بین مردم جا گرفتم حتی نتوانستم به رستوران بروم؛ به این دلیل كه هركس دلش میخواهد در رستوران راحت غذا بخورد، اما وقتی مردم میشناسندت، دائم زیر ذره بین مردم هستی و حتی غذا راحت از گلویت پایین نمیرود. باید مرتب غذا بخوری و در كل نمیتوانی آنطور كه دلت میخواهد راحت باشی.

جالب است كه در این فضا با توجه به توقع مردم حتما باید ماشین مدل بالا داشته باشی و آخرین مدل موبایل دستت باشد. در كل، مردم به ظواهر یك بازیگر دقت میكنند و آن راحتی كه خودت میخواهی را از تو میگیرند. بارها شده وقتی با خانواده، برادر و دایی هایم به خیابان رفته ام، مردم از من پرسیده اند معرفی نمیكنید؟ مردم دوست دارند بدانند كسانی كه با من هستند چه نسبتی با من دارند.


عکس های شخصی

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویربیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

بیوگرافی،زندگینامه و کارنامه هنری نفیسه روشن+تصویر

نظرات
ایمیل : نام :
* نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.
* در صورت لزوم نظرات ویرایش خواهد شد.
* تایید نظرات به منزله تایید عقاید توسط شبنم نیوز نمی باشد.

با تشکر از شما ، نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد

تمامی حقوق این سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی شبنم می باشد. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
ShabnamNews.com All rights reserved 2014 ©