چــاپ
PDF
درشتر
ریزتر
روزنامه
تعداد بازدید: 675 بار
شبنم نیوز » هنری

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی+تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی+تصویرمحمد حسن معجونی زاده ۱۳۴۷‏ در تهران می باشد.
کد خبر :88731
۱۳:۰۰:۰۰ ۱۳۹۴/۰۳/۱۰

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی کارگردان، طراح و بازیگر، مدرس دانشگاه ایرانی به شرح زیر است :

بیوگرافی

نام: محمدحسن

نام خانوادگی: معجونی

تاریخ تولد: ۱۳۴۷‏

محل تولد: تهران

تخصص: کارگردان، طراح و بازیگر، مدرس دانشگاه

تحصیلات: لیسانس ادبیات نمایشی

محمد حسن معجونی (زاده ۱۳۴۷‏ در تهران)کارگردان، طراح و بازیگر، مدرس دانشگاه ایرانی است.

تولد: ۱۳۴۷‏

تهران

تخصص: کارگردان، طراح و بازیگر، مدرس دانشگاه

تحصیلات: لیسانس ادبیات نمایشی

جوایز:‏ دریافت اسپک تاکل "در میان ابرها” اجرا شده در جشنواره تئاتر زوریخ؛ ۲۰۰۶

محمد حسن معجونی از اواسط دهه ۷۰ بود که با بازی در نمایش هایی همچون عروسی خون (دکتر علی رفیعی)، شب های آوینیون(کورش نریمانی) و… به عنوان بازیگری مستعد مطرح شد. او جزو معدود تئاتری هایی است که در این مدت چندان جذب عرصه های تصویری نشده و بیشتر توش و توانش را در زمینه نمایش معطوف داشته است. وی از موسسین و مدیر گروه تئاتر لیو است که می کوشد تنها نام گروه را یدک نکشد و تعاریف درست و استانداردی را که یک گروه نمایشی می تواند داشته باشد به عرصه ظهور برساند. گروه تئاتر لیو یا در طول سال نمایش اجرا می کنند و اگر هم نمایشی در دست نداشته باشند به کارهای آموزشی، پژوهشی مشغول هستند. یکی از برنامه های موثر این گروه اجرای پروژه منولوگ بود.

گفتگویی کوتاه با حسن معجونی

حسن معجونی از کارگردان‌های خوب چند سال اخیر تئاتر ماست. علاوه بر کارگردانی، چند باری هم بازیگری و طراحی صحنه را تجربه کرده است. دلیل اصلی این تنوع فعالیت را نام خانوادگی‌اش (معجونی) می‌داند.

تا حالا به اسمتان دقت کرده‌اید؟
که چی بشود؟

همنام آقای روحانی هستید.
پس حتما رئیس‌جمهور بعدی من هستم.

تا حالا فکر کردید که غیر از اسمتان چه شباهت دیگری با حسن روحانی دارید؟
شاید صرفا در یک موضوع اشتراک داشته باشیم و آن جریان اصلاح‌طلبی که حالا معنای اعتدال پیدا کرده است.

درآمد یک کارگردان تئاتر بیشتر است یا رئیس دانشگاه آزاد؟
قطعا رئیس دانشگاه آزاد. اصلا پاسخ دادن به این سوال نیازی به فکر کردن ندارد.

حسن معجونی هم بازیگر است، هم کارگردان و طراح صحنه تئاتر.
بله. شاید به خاطر فامیلی‌ام باشد. معجون یعنی ترکیب همه این‌ها.‌

بلدید معجون درست کنید؟
فکر می‌کنم اگر همه چیز را با هم مخلوط کنیم معجون درست شود.

رنگ‌های جگری و آلبالویی و زرشکی چه تفاوتی با هم دارند؟
تفاوتش؟ تشابهش را می‌توانم بگویم که همه‌شان خوردنی هستند.

خودتان چه رنگی هستید؟
هر چیزی که با خاکستری مخلوط می‌شود. من در آن طیف هستم. اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، همه رنگ‌های سردی که با خاکستری مخلوط می‌شوند.

جالب‌ترین غذایی که خورده‌اید.
من عاشق خوردنم. از چیزی بدم نمی‌آید و هیچ غذایی نیست که من دوستش نداشته باشم.

از چه جاده‌ای شمال می‌روید؟
جاده چالوس خیلی زیباست، اما گاهی راهم را دورتر می‌کنم و از یک جاده دیگر می‌روم. صرفا به این خاطر که دلم یک حال و هوای دیگری می‌خواهد. بعضی رستوران‌ها من را فریب می‌دهند. کلا زیاد فریب می‌خورم.

فریب دلتان را هم زیاد می‌خورید؟
من با دلم زندگی می‌کنم! فریب یک اصطلاحی است که بار معنایی بدی دارد. من از این بار بد استفاده نمی‌کنم. می‌گویم دارم فریب می‌خورم، یعنی وسوسه می‌شوم که به یک جایی سر بزنم. این وسوسه برای من خوب است. چون این‌ها هستند که زندگی من را شکل می‌دهند.

بزرگ‌ترین فریبی که از دلتان خوردید یا وسوسه‌ای که شدید چه بوده؟
می‌دانستید که من به شدت فراموشکار هستم؟یعنی به این سوال‌ها شاید یک ساعتی لازم باشد که فکر کنم. چون فراموشکارم و یادم نیست که در زندگی‌ام چه اتفاقاتی افتاده. البته بد هم نیست. از این فراموشکاری که به سمت آلزایمر می‌رود نگران نیستم و به شدت دوستش دارم. چون چیزهایی که در خاطرم می‌مانند و یادم می‌آیند خیلی اذیتم می‌کنند.

حسن معجونی بازیگری و طراحی صحنه را تجربه کرده است


یعنی دوست دارید یک روزی مثل جک نیکلسون شوید؟
نه.

یعنی حتی دیالوگ‌ها را هم فراموش می‌کنید؟
اصلا دیالوگ را حفظ نمی‎کنم که بخواهم فراموششان کنم. آدمی نیستم که بنشینم و دیالوگ حفظ کنم. دیالوگ را باید کامل بفهمم. وقتی فهمیدم، در ذهنم ثابت می‌ماند. یک چیزی را نفهمم هیچ وقت نمی‌توانم حفظش کنم.

پس در درس ریاضی موفق بودید؟
نه! مزخرف بودم.

یک جا گفته بودید چخوف صدایتان می‌کند.
یادم نیست! راستی من بعضی وقت‌ها چه حرف‌های بامزه‌ای می‌زنم. به هر حال یادم نمی‌آید. دقیقا مثل صحبت‌های الان. ممکن است یک چیزی بگویم بعدا فراموش کنم. مثلا گاهی مصاحبه‌های قدیمی‌ام را می‌خوانم می‌گویم که وای من چه حرف جالبی زده‌ام. همیشه با گذشته‌ام سورپرایز می‌شوم.

اگر فرصت شود که با آقای روحانی شوخی کنید.
شوخی یک چیز از قبل طرح شده نیست. این اتفاق بداهه است. ممکن است برسیم به هم و این اتفاق بیفتد، ولی از قبل نمی‌گویم که چه شوخی می‌کنم. البته مطمئنا شوخی شهرستانی نمی‌کنم.

نیل سایمون هم اهل شوخی است.
بله او با چخوف خیلی شوخی می‌کند در واقع روال خود چخوف را پیش گرفته است.

اگر با نیل سایمون کشتی بگیرید، کدامتان برنده می‌شوید؟
من اصلا او را تا به حال ندیدم، اما حدس می‌زنم او برنده شود. نیل سایمون آمریکایی است، شاید درشت هیکل و قد بلند باشد.

این روزها دوست دارید با کی شوخی کنید؟
من با همه شوخی می‌کنم. شما دنبال افراد سرشناس و معروف می‌گردید؟

بله. کسی که مخاطب ما بشناسد.
خب مخاطب شما آن کسی را که مد نظر من است را نمی‌شناسد. چون آن شوخی‌هایی که دلم می‌خواهد به یک جنون برسد، با آن آدم‌ها بعید می‌دانم به نتیجه برسد.

دوست دارید کسی با شما از همان شوخی‌ها بکند؟
ظاهر امر این است که من آدم جدی هستم. اما کسانی که خیلی با من صمیمی هستند، راحت شروع می‌کنند به شوخی. چون کلیدهای اخلاقی من را دارند و می‌دانند.

اگه قرار باشد با احمدی‌نژاد شوخی بکنید.
اصلا دلم نمی‌خواهد با ایشان شوخی بکنم.

اگر او بخواهد با شما شوخی کند، کلیدت را هم داشته باشد.
من باید آدم‌ها را دوست داشته باشم تا باهاشان ارتباط برقرار کنم. او در دنیای من نیست. دنیای ما تعریفی دارد. یک سری آدم‌ها در آن هستند. این موضوع مثل یک مهمانی می‌ماند. در مهمانی شما همه را دعوت نمی‌کنید! یک سری آدم‌هایی که دلتان می‌خواهد همیشه باشند را دعوت می‌کنید. البته صحبت‌مان صحبت انسان یا یک شخص نیست. صحبت اتفاقی است که طی این سال‌ها افتاده. اصلا از آن اتفاقات خاطره خوبی ندارم. دوران سختی بود. هرچند در این دوران خیلی اتفاقات خوبی برای گروه من افتاد.

مجموعه آثار هنری :

- همیشه پای یک زن در میان است (کمال تبریزی، ۱۳۸۶)

- کنعان (مانی حقیقی، ۱۳۸۶)

- پاداش (کمال تبریزی، ۱۳۸۷)

- خیابان های آرام (کمال تبریزی، ۱۳۸۹)

- برف روی کاج ها (پیمان معادی، ۱۳۹۰)

مجموعه تلویزیونی:

- مسافران (رامبد جوان، ۱۳۸۸)

- شمعدونی (سروش صحت، ۱۳۹۳)

اجراهای نمایش :

طراح، کارگردان:‏

‏”پدر عزیزم” (محمد چرمشیر) تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۶‏

‏”دو راهی سقاخونه” (محمد چرمشیر) تهران، دوازدهمین جشنواره تئاتر عروسکی مبارک ـ ‏تهران، تئاترشهر، ‏کارگاه نماش؛ ۱۳۸۷‏

طراحی، کارگردان، دراماتورژ:‏

‏”رویای شب نیمه تابستان” تهران، آمفی تئاتر دانشکده سینما ـ تئاتر؛ ۱۳۸۶‏

کارگردان:‏

‏”در مضار توتون” (آنتوان چخوف) تهران، تئاترشهر، تالار شماره ۲؛۱۳۸۰‏

‏”پای دیوار بزرگ شهر” (تانکر ددوردست) تهران، تئاترشهر، تالار نو؛۱۳۸۰‏

‏”خرس و خواستگار” (آنتوان چخوف) جشتواره تئاتر کلاسیک مسکو؛ ۱۳۸۳‏

‏”شهرهای نامرئی” (علی‌اکبر علیزاد) تهران، تئاترشهر، کارگاه نمایش؛ ۱۳۸۴‏

‏”پای دیوار بزرگ شهر” (تانکر ددورست) تهران، ششمین جشنواره بانوان، تالار مولوی؛ ‏‏۱۳۸۶‏

‏”آسانسور” (مهدی کوشکی) جشنواره دانشجویی عروسکی بخش مدرسان؛ ۱۳۸۸‏

‏”مثل خون برای استیک”‏

‏”خواب آهسته مرگ”‏

‏”دو راهی سقاخانه”‏

‏”همه خانه سیاه است”‏

‏”پدر عزیزم”‏

‏”رویای شب نیمه تابستان”‏

‏”به خاطر یه مشت روبل” (نیل سایمون) تهران، تالار ایرانشهر؛۱۳۸۸‏

کارگردان، بازی:‏

‏”مثل خون برای استیک” (محمد چرم‌شیر) تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۳‏

‏”همه خانه سیاه است” (امیر کوهستانی) تهران، خانه هنرمندان، کارگاه نمایش؛ ۱۳۸۸‏

طراحی صحنه:‏

‏”خواب آهسته مرگ” (محمد چرم‌شیر) تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۵‏

‏”آنتیگونه در نیویورک” (هما روستا) تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۶‏

‏”پای دیوار بزرگ شهر”‏

‏”رویای شب نیمه تابستان”‏

‏”شهرهای نامرئی”‏

‏”دو راهی سقاخانه”‏

‏”آسمان روزهای برفی”‏

‏”در انتظار گودو”‏

‏”مثل خون برای استیک”‏

بازی:‏

‏”یادگار سال‌های شن” (علی رفیعی) تهران، تالار وحدت؛ ۱۳۷۵‏

‏”عروسی خون”(علی رفیعی) تهران، تالار وحدت؛ ۱۳۷۷‏

‏”مکبث” (فرهاد مهندس‌پور) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۷۹‏

‏”رومئو و ژولیت” (علی رفیعی) تهران، تالار وحدت؛ ۱۳۷۹‏

‏”روز رستاخیز” (فرهاد مهندس‌پور) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۰‏

‏”دیر راهبان” (فرهاد مهندس‌پور) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۰‏

‏” در مضار توتون” (حسن معجونی) شماره ۲؛۰ ۱۳۸‏

‏”همه خانه سیاه است” (حسن معجونی) شماره ۲؛۱۳۸۰‏

‏”در مصر برف نمی‌بارد” (علی رفیعی) تهران، تئاترشهر، تالار اصلی؛ ۱۳۸۲‏

‏”کالیگولا” (آتیلا پسیانی) تهران، تئاترشهر، تالار شماره ۲؛ ۱۳۸۲‏

‏”بحرالغرایب” (آتیلا پسیانی) تهران، تئاترشهر، تالار شماره ۲؛ ۱۳۸۲‏

‏”مثل خون برای استیک” تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۳‏

‏”در میان ابرها” (امیررضا کوهستانی) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۴‏

‏”اسب‌های آسمان خاکستر می‌بارد” (علی رافی) تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۴‏

‏”سمفونی درد” (حسین پاکدل) تهران، تئاترشهر، تالار سایه؛ ۱۳۸۵ ـ مولهایم آلمان؛ ۱۳۸۶ ‏ـ سن ژرمن ‏پاریس؛ ۱۳۸۶‏

‏”کوراتت” (امیررضا کوهستانی) تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۶‏

‏”مده سن مدار” (رضا بهبودی) تهران، ششمین جشنواره بانوان، اداره تئاتر؛ ۱۳۸۶‏

‏”آسمان روزهای برفی” (محمد عاقبتی) تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۸‏

‏”یک روز خاطره انگیز برای دانشمند بزرگ وو” (علی رفیعی) تهران، تالار وحدت

‏”شب‌های آونیون” (کوروش نریمانی) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو

‏”نگاه خیر” (ساسان پیروز) تهران، کارگاه نمایش؛۱۳۸۸‏

‏”در انتظار گودو” (اکبر علیزاد) تهران، تالار مولوی

طراحی لباس، بازی:‏

‏”شب‌های آوینیون” (کوروش نریمانی) تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ ۱۳۷۹‏

‏”در انتظار گودو” به کارگردانی”علی‌اکبر علیزاد”؛ تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۸۳‏

تصاویر حسن معجونی

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی+تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی+تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی+تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی+تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری محمدحسن معجونی+تصویر

نظرات
ایمیل : نام :
* نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.
* در صورت لزوم نظرات ویرایش خواهد شد.
* تایید نظرات به منزله تایید عقاید توسط شبنم نیوز نمی باشد.

با تشکر از شما ، نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد

تمامی حقوق این سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی شبنم می باشد. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
ShabnamNews.com All rights reserved 2014 ©