چــاپ
PDF
درشتر
ریزتر
روزنامه
تعداد بازدید: 670 بار
شبنم نیوز » هنری

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو در ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفورنیا متولد شد
کد خبر :67512
۱۱:۳۸:۰۰ ۱۳۹۳/۰۸/۱۸

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو بازیگر مشهور فیلم تایتانیک به شرح زیر می باشد:

لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو (Leonardo Dicaprio) در ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفورنیا متولد شد. پدرش جورج دی کاپریو نویسنده کتاب‌های کومیک و مادرش ارمهاین ایندربرکن و مادربزرگش هلنا ایندربرکن. اجداد لئوناردو اهل ایتالیا و آلمان بودند.

مادر و پدر لئو هنگامی که تنها یک سال داشت از یکدیگر طلاق گرفتند و لئوناردو همراه مادرش در محلهٔ فقیرنشینی با نام ایکو پارک که موسوم به زاغه‌های هالیوود است زندگی کرد و بزرگ شد.

دی‌کاپریو بازیگری را در ۵ سالگی با بازی در مجموعهٔ تلویزیونی امپر روم آغاز کرد اما به علت رفتارش از پروژه اخراج شد و پس از آن تصمیم گرفت تا تحصیلاتش را به طور جدی آغاز کند.

ورود به دنیای سینما

در ابتدای دوران کارش مدیر آژانس و مدیر برنامه‌هایش به او گوش زد کردند که نام لئوناردو بیش از حد غیر انگلیسی و خارجی است و او باید نامش را به لنی ولیامز تغییر دهد اما لئوناردو نپذیرفت و با بازی در فیلم زندگی بچه در سال ۱۹۹۳ وارد سینما شد.

آغاز کار لئوناردو در ۱۹۸۹ با بازی در نقش گری بکمن در سریال تلویزیونی بود در همین هنگام بود که یکی دیگر از بازیگران سینما توبی مگوایر (Tobey Maguire) آشنا شد و دوستی‌شان تا کنون در جایش باقی است. در ۱۹۹۳ در نقش توبی در فیلم خوش درخشید و نامش در فهرست عنوان بهترین هنرپیشه نقش دوم قرار گرفت. در همان سال با ایفای زیبای نقش یک معلول ذهنی در فیلم چه چیزی گیلبرت گریپ را می‌خورد در کنار جانی دپ قرار گرفت که نمره‌اش کاندید شدن برای جایزهٔ اسکار در سن نوزده سالگی بود.

در سال ۱۹۹۶ دی‌کاپریو در نقش رومئو در فیلم جدید رومئو و ژولیت (اثر شکسپیر) حاضر گشت؛ اما با این همه فعالیت و کارنامهٔ خوب هنری فیلم پر سروصدای تایتانیک (۱۹۹۷) بود که او را تبدیل به فوق ستاره‌ای در دنیای هالیوود کرد. تایتانیک فیلمی بود با ۱۱ کاندیدای اسکار با درصد بیش‌ترین فروش فیلم در تاریخ سینما. بعد از موفقیت بزرگ تایتانیک او حضوری نچندان دل‌چسب در فیلم سلبرتی وودی آلن داشت. بعد از آن لئوناردو در فیلم ضعیف ساحل ظاهر شد، فیلمی که از نظر منتقدان و تماشاگران راضی‌کننده نبود.

در سال ۲۰۰۲ دی‌کاپرو تمرکزش را روی دو اثر؛ «اگر می‌تونی منو بگیر» به کارگردانی «استیون اسپیلبرگ» و «دارودسته نیویورکی» به کارگردانی «مارتین اسکورسیزی» قرارداد که هر دو فیلم مورد توجه منتقدین قرار گرفت.

بعد از آن نوبت به اثر قابل‌توجه «هوانورد» که بر اساس زندگی واقعی «هاوارد هیوز» تاجر معروف آمریکایی ساخته شده بود، رسید. دومین کار مشترک اسکورسیزی دومین کاندیدایی جایزه اسکار بهترین هنرپیشه نقش اول را برای او به ارمغان آورد.

همچنان دی کاپریو همکاری‌اش را با اسکورسیزی ادامه داد به طوری که خیلی‌ها او را دنیروی جدید اسکور می‌خواندند.

دی کاپریو در سال ۲۰۰۵ مشغول همکاری سومش با اسکورسیزی به نام مردگان با حضور ستارگان دیگری چون جک نیکلسون، الک بالدوین و مت دیمون شد.

دی کاپریو فعالیت‌های وسیعی برای منابع طبیعی به خصوص حفظ و نگه‌داری گوریل‌ها انجام داده. لئو با موفقیت در سال ۲۰۰۶ مشغول ساختن فیلمی در مورد محیط‌زیست شد و این فیلم را به فستیوال کن برد.

وی در سال 2008 با راسل کرو در فیلم «مجموعه دروغ‌ها» ایفای نقش کرد.

همسر ایده‌آل لئوناردو دی کاپریو، زنی است که شبیه مادرش باشد.

او گفت: «مادرم مرکز زندگی من است. او یک زن قوی و محکم است و همیشه صادق و راست گو است، اگر مردی چنین زنی در زندگی‌اش داشته باشد واقعاً سعادتمند و خوشبخت می‌شود و به همین دلیل یکی از معیارهای اصلی من برای انتخاب همسر آینده‌ام همین خصوصیات اخلاقی است.»

چرا لئوناردو دی کاپریو همچنان مجرد باقی مانده است !؟

تأثیر فیلم تایتانیک در زندگی شخصی دی‌کاپریو

لئوناردو اخیراً فاش کرد که بازی در فیلم موفق «تایتانیک» در سال ۱۹۹۷ تأثیر بسیار بدی روی زندگی عشقی او گذاشته است زیرا این فیلم باعث شد که او به یک ستاره جذاب و مشهور در جهان تبدیل شود.

لئوناردو که در این فیلم بزرگ نقش مقابل کیت وینسلت را بازی کرده است، به روزنامه دیلی اکسپرس گفت: «قبل از اینکه در این فیلم بازی کنم، روابط عاشقانه بسیار موفق تری داشتم.»

لئوناردو دی کاپریو چندی پیش گفته بود که نسبت به ازدواج کمی بد بین است و ممکن است هرگز ازدواج نکند زیرا مشاهده شکست‌های متعدد سایر افراد در ازدواجشان باعث شده است که نسبت به ازدواج و تشکیل خانواده مردد شود.

لئوناردو دی‌کاپریو گفت: «نمی‌دانم در آینده ازدواج خواهم کرد یا نه؟ من زوج‌های بسیار زیادی را دیده‌ام که با شادی و عشق فراوان با هم ازدواج کرده‌اند اما بعد از مدت کوتاهی از هم جدا شده‌اند. من هم مثل سایر مردم از این موضوع واقعاً تعجب می‌کنم.»

هیچ کس نمی‌تواند زندگی مشترک یک زوج را از دور ببیند و در مورد رابطه آن‌ها قضاوت کند. من هم مثل بقیه مردم از زندگی خصوصی بازیگرانی که با آن‌ها همکاری می‌کنم هیچ اطلاعی ندارم. تنها چیزی که من می دانم این است که آیا آن‌ها بازیگران و یا کارگردان‌های خوبی هستند یا نه؟»

شاید لئوناردو را از زبان خودش بهتر بتوانید بشناسید بنابراین مصاحبه زیر که لئوناردو با خبرگزاری رویترز داشته است را بخوانید. او در این مصاحبه درباره شهرت، هالیوود و زندگی حرفه ای‌اش صحبت می‌کند.

او در این مصاحبه می‌گوید که در هالیوود خیلی‌ها به شما لبخند می‌زنند و برایتان آرزوی موفقیت می‌کنند، ولی در عمل آرزو می‌کنند که بدبخت و بینوا شوید.

* بهترین و جذاب‌ترین وجه بازیگری برای شما چیست؟

این که می‌توانید خودتان را درون شخصیت و کاراکتر دیگری رها و گم کنید و برای این کار نه تنها چیزی پرداخت نمی‌کنید، بلکه دستمزدی هم می‌گیرید. این مسئله حکم یک روزنه و مخرج بزرگ را دارد. در مورد خودم یک نکته مهم را باید بگویم و آن هم این است که در رابطه با این که چه کسی هستم، هیچ اطمینانی ندارم. احساس می‌کنم هر روز که می‌گذرد در حال تغییر کردن هستم و بازیگری یکی از مهم‌ترین چیزهایی است که به این تغییر دائمی کمک می‌کند.

* با مارتین اسکورسیزی در تعداد زیادی فیلم همکاری کرده‌اید. نظرتان درباره او چیست؟

مارتین (اسکورسیزی) یک کمال‌گرای کامل است. او به جزئیات توجه خیلی زیادی می‌کند و مجذوب آن‌هاست. همین مسئله فیلم‌های او را از بقیه فیلم‌ها جدا و متمایز می‌کند. یکی از دلایلی که باعث می‌شود بعضی فیلم‌هایش مثل «دار و دسته‌های نیویورکی» گران‌تر از هزینه‌های برآورده شده می‌شود و زمان فیلم‌برداری‌شان هم طولانی‌تر از حد معمول می‌شود، در همین نکته است.

* در کار بازیگری به ستاره شدن فکر می‌کنید یا نفس خود بازی برایتان مهم است؟

جوان تر که بودم برایم ستاره شدن و مشهور بودن اهمیت خیلی زیادی داشت و بزودی متوجه شدم در این‌ها چیز زیادی وجود ندارد و آن‌ها ماندگار نیستند. برای همین، به جای این که تلاش کنم یک ستاره باشم، سعی‌ام این است که در نقش‌های متفاوت بازی کنم تا بتوانم به کمک آن جنبه‌های مختلف و متفاوت شرایط انسانی را به تصویر بکشم. فکر می‌کنم ماندگاری این دومی، خیلی بیشتر است.

* شهرت از نظر شما به معنی چیست؟

وقتی مردم عادی از شما تعریف زیاد می‌کنند و احساس می‌کنید قدرتی بیش از آن که در زندگی داشته‌اید را کسب کرده‌اید، دلیل آن نمی‌شود که مغرور شوید و خودتان را برتر از دیگران فرض کنید. حالا اگر در چنین وضعیتی به مردم توهین و بی‌ادبی هم کنید که ای وای! در این حالت، شما ارزیابی و حس غلطی نسبت به خودتان و میزان اعتبار و اهمیت خود پیداکرده‌اید و دچار خود بزرگ بینی شده‌اید. خیلی خنده‌دار می‌شود که فکر کنیم عامل اصلی و محوری تغییرات و اصلاحات تاریخی شده‌ایم. ارزیابی غلط از شهرت می‌تواند به چنین نتیجه‌ای ختم شود.

* سینما و بازیگری موفقیت مالی ویژه‌ای برایتان فراهم کرده است؟

خیر، زندگی مجلل و پر ریخت و پاشی ندارم. با جت خصوصی سفر نمی‌کنم و بادی‌گارد هم ندارم. خریدهای عجیب و غریب و جنجالی هم نمی‌کنم، فقط یکی دوتا خانه دارم و چون به ساعت علاقه خیلی دارم، یکی از آن گران‌قیمت‌هایش را با دستمزد یکی از فیلم‌هایم خریدم. البته به پوسترهای فیلم‌های سینمایی هم علاقمندم و کلکسیونی از آن‌ها (به خصوص کلاسیک‌ها) را خریداری و جمع‌آوری کرده‌ام.

* بالا رفتن سن را چگونه ارزیابی می‌کنید و چه احساسی نسبت به آن دارید؟

همان حسی را دارم که هر آدم معمولی دیگر نسبت به این موضوع دارد. آدم‌ها از گذر زمان و بالا رفتن سن چه انتظاراتی دارند؟ البته حالا هم که سی و نه ساله شده‌ام (اکنون لئوناردو 40 ساله است)، نمی‌توانم بگویم تبدیل به یک آدم بالغ و بزرگ‌شده‌ام. البته بعضی وقت‌ها به خودم می‌گویم ای کاش هنوز هجده ساله بودم. در کل، تلاشم این است که همراه با زمان حرکت کنم و در هر سن و سالی، مناسب با آن عمل کنم.

* کدام جنبه شهرت را دوست ندارید؟

مغرور شدن را. این مسئله باعث می‌شد تا نتوانید نقش‌هایتان را هم به خوبی و درستی بازی کنید. البته من جزو بازیگران خوش‌شانس صنعت سینما بوده‌ام. خیلی زود مشهور شدم و با فیلم‌سازان بسیار بزرگی کارکردم. این را می‌دانم که خیلی‌ها دوست دارند در موقعیت من باشند. بسیاری را می‌شناسم که نسبت به من سختی‌های بیشتر و بزرگ‌تری را تحمل کردند، ولی نتوانستند تبدیل به بازیگران مطرحی شوند. همین مسئله باعث می‌شود تا قدر موقعیتم را بدانم و مواظب باشم که با ندانم‌کاری‌های احمقانه، آن را خدشه‌دار نکنم.

* فکر می‌کنید چرا مردم عادی این قدر به شایعات مربوط به هنرمندان اهمیت می‌دهند؟

از یک طرف، رسانه‌های گروهی به این هیجان دامن می‌زنند و افکار عمومی را به سمت این شایعات می‌کشانند و از طرف دیگر، مردم عادی تصورات عجیب و غریب و غیرواقعی از هنرمندان دارند. به همین دلیل است که اصرار دارند تا حد امکان چیزهای بیشتری درباره بازیگران بدانند. آن‌ها می‌خواهند بدانند ما موجودات متفاوتی هستیم یا کسی هستیم دقیقاً مثل خود آن‌ها.

* از بازی در نقش کاراکترهایی جوان تر از خودتان هراس ندارید؟

خیر، من هنوز هم می‌توانم در نقش کاراکترهایی بازی کنم که جوان تر از خود من هستند، در نقطه مقابل آن، توانایی بازی در نقش کاراکترهایی که بزرگ‌تر از خودم هستند را هم دارم. چرا باید فقط در نقش کسانی بازی کنم که هم سن و سال خودم هستند؟

* بازی در فیلم‌های سینمایی در طول این سال‌ها چه چیزی را به شما آموخته است؟

این واقعیت تلخ را که در حرفه ما، این فیلم‌ها هستند که در یاد و خاطره جمعی تماشاگران می‌مانند و نه تصویر چهره بازیگران، شما کافی است مدتی در این حرفه باشید که متوجه این موضوع شوید. بازیگران و چهره آن‌ها، کارکرد و کارایی کوتاه مدت دارد. در درازمدت این فیلم‌ها هستند که جاودان می‌شوند.

* از شما به عنوان یکی از بازیگران کم حرف و حتی خجالتی سینما اسم می‌برند.

واقعاً آدم‌ ساکت و آرامی نیستم؛ اما خیلی‌ها فکر می‌کنند چنین آدمی هستم. خودم یک جورهایی احساس می‌کنم در دسته آدم‌های شورشی قرار می‌گیرم. حس می‌کنم کمی متفاوت از دیگران هستم؛ اما در جایی که احساس می‌کنم سکوت کار و رفتار بهتری است، پرحرفی نمی‌کنم. از دوران کودکی با آن که در هالیوود بزرگ‌شده‌ام، آدم آرامی بوده‌ام و هیچ‌وقت به سراغ کارهای خلاف و دردسرساز نرفتم. باور کنید که دروغ نمی‌گویم! در دوران نوجوانی از آن دسته کسانی نبودم که سیگار می‌کشیدند. درعین‌حال، خیلی کم عصبی می‌شوم یا گریه می‌کنم؛ اما خیلی زیاد هیجان‌زده می‌شوم. کمتر پیش می‌آید خیلی خوشحال یا خیلی غمگین شدم.

* از چه چیزی خیلی می‌ترسید؟

از صحبت کردن جلوی تعداد زیادی آدم متنفر هستم. نمی‌توانم چنین کاری را انجام دهم و نمی‌دانم چرا؛ اما برعکس آن، ملاقات و دیدار با آدم‌های مختلف، یکی از وسوسه‌های بزرگ زندگی‌ام است. پس از این دیدارها، سعی می‌کنم کارهایشان و رفتارشان را تقلید کنم. انجام دادن این کار را خیلی دوست دارم. در دوران کودکی خجالتی بودم؛ اما کم‌کم یاد گرفتم در جمع حاضر شوم و به سراغ ماجراجویی و ناشناخته‌ها بروم.

* از چه چیز حرفه بازیگری ناراضی هستید؟

حرفه ما یک حرفه حقه‌باز است که حتی سر خود ما هم کلاه می‌گذارد! اگر شما نتوانید در هر فیلمی نقشتان را خوب و درست بازی کرده و در قالب آن نقش مورد نظر فرد بروید، بلافاصله این جمله را می‌شنوید که «می‌بینیِ، او فقط در همان یک نقش خوب بازی کرد و توانایی حضور در نقش‌های مختلف را ندارد» و شنیدن این جمله خیلی سخت است.

* درباره کارنامه بازیگری‌تان چه می‌گویید؟

تصدیق می‌کنم که در ابتدای ورود به حرفه بازیگری، در نقش‌ها و فیلم‌های کم ارزش بازی کردم؛ اما آدم از تجربه‌ها درس گرفته و یاد می‌گیرد که خطاهای گذشته را تکرار نکند؛ اما درعین‌حال، یادتان باشد در آن سنی که من بازیگر شدم، خیلی چیزها را نمی‌دانستم و بیشتر می‌خواستم مورد توجه باشم و دیده شوم.

* هالیوود را دوست دارید؟

اهمیتی ندارد که دوستش دارم یا خیر. در این جا، شما با یک سری تضادها و تناقضات روبه‌رو هستید که به نظر نمی‌رسد حل شدنی باشند. در این شهر خیلی‌ها به شما لبخند می‌زنند و برایتان آرزوی موفقیت می‌کنند، ولی در عمل می‌خواهند (و آرزو می‌کنند) که بدبخت و بینوا شوید. به زودی متوجه این مسئله می‌شوید که موفقیت شما باعث ناراحتی خیلی‌ها می‌شود و آن‌ها ترجیح می‌دهند به جای موفقیت، سقوط کنید و با شکست روبرو شوید. آن‌ها زمین خوردن شما را می‌خواهند.

اقدام تحسین برانگیز دی کاپریو در سالروز میلادش

این بازیگر مشهور هالیوود در اقدامی زیبا در سالروز تولدش در سال گذشته بنا به درخواست کریستی وارد یک حراجی شد تا بتواند برای کمک به محیط‌زیست پول بیشتری جمع کند. در این حراجی که 13 ماه می 2013 برگزار ‌شد، دی کاپریو با همکاری یکی از کارمندان این حراجی به معرفی 33 اثر هنری برای فروش پرداخت. او از مجموعه‌داران و هنرمندان درخواست کرده بود تا آثارشان را برای این حراجی اهدا کنند و به این ترتیب حدود 15 میلیون دلار جمع‌آوری شد.

این حراجی با نام «ساعت یازدهم» برپا شد که به فیلم مستندی اشاره داشت که دی کاپریو در تولید آن نقش داشت.

دی‌کاپریو در مصاحبه کوتاهی با وال‌استریت ژورنال به سؤال‌هایی که دراین‌باره شده پاسخ گفته است.

* می‌شود بگویید اسم کوچک شما از کجا آمده است؟

- پدر و مادم در حال بازدید از گالری اوفیزی فلورانس در ایتالیا بودند. آن‌ها در برابر اثری از لئوناردو داوینچی متوقف شدند و درحالی‌که مادرم در انتظار به دنیا آمدن من بود و متوجه لگدزدن من در همان لحظه شد، تصمیم گرفتند اسم من را لئوناردو بگذارند.

* پدر شما نقاش کتاب‌های کمیک بود. این کتاب‌ها چه تأثیری بر شما داشتند؟

- من در یک دنیای هنری بزرگ شدم. پدرم با گروه تصویرگران لس‌آنجلس دوست بود که چهره‌هایی چون رابرت ویلیامز و رابرت کرامب عضوشان بودند و در دهه 70 و 80 من با پدرم به کتاب فروشی می‌رفتم و همیشه این هنرمندها را می‌دیدم.

* وقتی بچه بودید به جمع کردن چیزهایی که دوستشان داشتید، علاقمند بودید؟

- من کارت‌های بیس‌بال جمع می‌کردم. هنوز هم چند جعبه از آن‌ها را نگه داشته‌ام اما حتی یک سکه هم نمی‌ارزند.

* شنیده‌ام که به فسیل هم علاقه دارید؟

- وقتی بچه بودم تقریباً همیشه در موزه تاریخ طبیعی بودم و وقتی بزرگ شدم می‌خواستم همه فانتزی‌های دوره بچگی را حفظ کنم و قطعاتی از آن‌ها را در خانه داشته باشم. برای همین چند قطعه از دایناسورها را دارم. مجموعه‌ای از پوسترهای قدیمی هالیوود را هم جمع‌آوری کرده‌ام. برای من این‌ها یک شاهکار واقعی هستند. بعضی از لیتوگراف‌ها که از پوسترهای فیلم تهیه‌شده‌اند هم روی در و دیوار خانه‌ام جای دارند.

* بعد از فیلم مشهور «رومئو و ژولیت» در سال 1996، بیشتر به جمع‌آوری آثار هنری توجه نشان دادید. چه چیزی این احساس شما را هدایت می‌کند؟

- بعد از مشهور شدنم، بیشتر به گالری سوهوی نیویورک رفتم و بیشتر از آنجا آثار هنری را انتخاب می‌کنم؛ اما سعی می‌کنم با شناختی که از هنرمندها دارم این آثار را انتخاب کنم. یکی از اولین قطعه‌هایی که خریدم اثری از ژان-میشل باسکوییت بود.

* چطور می‌شود دنیای هنر را با هالیوود مقایسه کرد؟

- خیلی از هنرمندان بزرگ به خوبی شناخته نمی‌شوند، اما آن‌هایی که سعی کنند کارهایشان را درست مدیریت کنند، می‌توانند به خوبی بالا بیایند. این بخش شبیه کار سینماست.

* چه شیوه‌ای برای جمع‌آوری آثار هنری دارید؟

- خیلی شبیه فیلم‌هایی که انتخاب می‌کنم. وقتی یک فیلم‌نامه را می‌خوانم و حس می‌کنم می‌خواهم بخشی از آن باشم هرگز به ژانر یا موضوع فکر نمی‌کنم و فقط می‌خواهم این کار را انجام بدهم.

* و موزه محبوب شما؟

- موزه متروپولیتن. فکر می‌کنم بزرگ‌ترین موزه هنری دنیا باشد.

* تصویری که الیزابت پیتون از شما کشیده هم در این حراجی هست. چه حسی داشتید؟

- دیدن این که او با چه توانایی هنری کار می‌کرد، فوق‌العاده بود.

برخی از افتخارات هنری دی کاپریو:

نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم الماس خونین، 2006

نامزد اسکار بازیگر نقش اول مرد برای فیلم هوانورد، 2005

نامزد اسکار بازیگر نقش مکمل مرد برای فیلم گیلبرت گریپ چه می‌خورد، 2004

برنده جایزه بهترین بازیگر خرس نقره‌ای جشنواره برلین برای فیلم رومئو و ژولیت، 1997

برخی از آثار هنری لئوناردو دی‌کاپریو:

جاده انقلابی، 2008

مجموعه دروغ‌ها، 2008

الماس خونین، 2006

مردگان، 2004

هوانورد، 2004

اگر می‌توانی منو بگیر، 2002

دار و دسته‌های نیویورکی، 2002

ساحل، 2000

شهرت، 1998

مردی در نقاب آهنی، 1998

تایتانیک، 1997

اتاق ماروین، 1996

رومئو و ژولیت، 1996

خورشید گرفتگی کامل، 1995

خاطرات بسکتبال، 1995

سریع و مرده، 1995

مهمانی شلیک با پا، 1994

گیلبرت گریپ چه می‌خورد، 1993

زندگی بچه، 1993

پیچک سمی، 1992

شاتر آیلند 2010

پوستر برخی از فیلم‌های معروف با بازی لئوناردو دی کاپریو:

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر

عکس :

بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر بیوگرافی، زندگینامه و کارنامه هنری لئوناردو دی کاپریو +تصویر
نظرات
ایمیل : نام :
* نظرات پس از تایید نمایش داده خواهد شد.
* در صورت لزوم نظرات ویرایش خواهد شد.
* تایید نظرات به منزله تایید عقاید توسط شبنم نیوز نمی باشد.

با تشکر از شما ، نظر شما پس از تایید نمایش داده خواهد شد

تمامی حقوق این سایت متعلق به پایگاه اطلاع رسانی شبنم می باشد. استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.
ShabnamNews.com All rights reserved 2014 ©